تبليغاتX
وطنم ایرانم - کارهای بزرگ داریوش( ساخت پرسپولیس )
ایران

کارهای بزرگ داریوش( ساخت پرسپولیس، مظهر نبوغ هنرمندان بزگ عصر خویش)

 بخش نخست

 

علمای مصرشناس می گویند کسی که هرم بزرگ مصر موسوم به هرم «کوفو» را ساخت منظورش علاوه بر ساختن بنایی که نتوان آن را خراب کرد، این بود که تمام علوم زمان خود را در آن هرم بگنجاند و طبق تحقیقاتی که شده، در هرم کوفو چیزی نیست که کلید یکی از قوانین علمی نباشد، از طول و عرض و ارتفاع هرم گرفته تا طول راهروها و وسعت اطاق ها و وزن سنگ ها و غیره.

کاخ پرسپولیس هم که داریوش شروع به ساختمان آن کرد و قسمتی از کاخ در زمان حیاتش به پایان رسید و قسمت های دیگر را اخلافش ساختند مجموعه ای بود از صنایع و هنرهای تمام اقوام دنیای قدیم و اگر مقرر می شد که جمعی از صنعتگران و هنرمندان دنیای قدیم جمع شوند و تصمیم بگیرند که یک نمایشگاه بزرگ تشکیل بدهند که در آن علوم و صنایع تمام اقوام به نمایش گذاشته شود نمی توانستند مجموعه و نمایشگاهی غیر از پرسپولیس ترتیب بدهند.

هر صنعت که در دنیای قدیم وجود داشت در پرسپولیس به کار رفت مشروط بر این که صنعت را مطابق مفهوم قدیم تعریف کنیم نه مطابق مفهوم امروزی.

هر هنری که در دنیای قدیم موجود بود در کاخ پرسپولیس مورد استفاده قرار گرفت و کاخ پرسپولیس را نمایندگان صنعت و هنر تمام ملل جهان ساختند نه فقط صنعتگران و هنرمندان ایران. داریوش که مصر را دیده و اهرام آن را مشاهده کرده بود، می خواست کاخی بنا کند که مانند اهرام مصر جاوید باشد و هیچ چیز نتواند آن را از بین ببرد.

نقشه ساختمان کاخ پرسپولیس در سال دوم و به روایتی در سال سوم سلطنت داریوش طرح شد و معماران برجسته تمام دنیای قدیم برای طرح نقشه کاخ پرسپولیس در شهر پاسارگاد اجتماع کردند.

اسامی تمام آن معماران را نمی دانیم ولی نام بعضی از آنها که در کتب مورخین قدیم ثبت شده از این قرار است : آرتی مان (از پارس)، فیلی وادس (از یونان)، تالبون(از بابل)، ترادوس(از لیدی) و هپل(از مصر).

هر یک از معماران مزبور برای کاخ پرسپولیس نقشه ای ترسیم کرد و به نظر داریوش رسانید و در قدیم مثل امروز، قبل از اینکه عمارتی بسازند نقشه آن را ترسیم می کردند و ماکت عمارت را می ساختند و حتی در کشور مصر ترسیم نقشه معماری متداول بوده است.

داریوش تمام نقشه ها را می دید و توصیه می نمود که طرح ها در هم ریخته شود به طوری که سبک معماری یونان و لیدی و مصر و بابل و ایران و کشورهای دیگر مخلوط گردد.

آیا کسی که نظارت می کرد تا طرح ها در هم ریخته شود «آرتی مان» معمار ایرانی بود یا اینکه خود داریوش سرپرستی ادغام نقشه ها را بر عهده می گرفت.

جواب این سوال را نمی توانیم بدهیم، ولی می دانیم که داریوش می خواست که هر یک از ملل امپراطوری ایران و هر یک از ملت هایی که در خارج از مپراطوری ایران هستند نمونه ی صنعت و هنر خود را در کاخ پرسپولیس ببینند و به اصطلاح امروز داریوش با ساختن کاخ پرسپولیس یک سازمان ملل صنعتی و هنری به وجود آورد، اما آن طرح بزرگ را که فشرده طرح های معماران تمام ملل صنعتی و هنری دنیای قدیم بود در قالب ایرانی ریخت و فرم و رنگ ایرانی به آن داد.

بعد از اینکه نقشه ی قطعی ترسیم شد، داریوش گفت ماکت آن عمارت را بسازند تا این که وی بتواند منظره کاخ پرسپولیس را به خوبی در خاطر مجسم نماید و نمونه آن کاخ ساخته شد.

از روزی که داریوش از معماران ملل جهان دعوت کرد که در پاسارگاد جمع شوند تا روزی که نمونه کوچک کاخ پرسپولیس به اتمام رسید سه سال طول کشید. با توجه به مدتی که امروزه برای تهیه نقشه ی کارهای بزرگ به مصرف می رسد، در صورتی که وسایل ارتباطات و نقلیه سریع است، مدت سه سال زیاد نیست.

پس از اینکه داریوش نمونه کوچک عمارت پرسپولیس را دید و تصویب کرد، دستور داد که شهری در منطقه ای که باید آن کاخ بنا گردد بسازند تا اینکه بتوان کارگران و خانواده های آنان را در آن شهر جا داد و این همان شهری است که بعد شهر پرسپولیس شد.

لذا شهر پرسپولیس که نباید آن را با کاخ اشتباه کرد، در آغاز شهر کارگران بوده، منتها آن شهر را طوری ساختند که بعد از خاتمه بنای عمارت پرسپولیس و رفتن کارگران یا ادامه سکونت آنها، دیگران هم بتوانند در آن شهر سکونت نمایند.

می دانیم که کاخ پرسپولیس در یک منطقه کوهستانی به وسعت سیزده هکتار(به مقیاس امروز) و به ارتفاع بیست متر(نسبت به جلگه) ساخته شد و جلگه ای وسیع را که مقابل آن است امروزه «مرودشت» می خوانند و شهر پرسپولیس که در آغاز برای سکونت کارگران بنا گردید در جلگه مرودشت ساخته شد.

 

بخش دوم

اشتباه مورخین گذشته که امروز تصحیح شده این بود که تصور می کردند کاخ پرسپولیس کاخ محل سکونت دایمی داریوشو پسرش خشایارشا و سلاطین دیگر هخامنشی بوده است. در صورتی که داریوش آن کاخ را برای مسکن دایمی نساخت، یلکه می خواست با بنای آن کاخ یک موزه بین المللی از مجموع صنایع و هنر ملل امپراطوری ایران و ملت هایی که خارج از امپراطوری ایران هستند تشکیل بدهد.

اشتباه دیگری که بعضی از مورخین معاصر کرده اند این است که تصور نموده اند کاخ پرسپولیس پرستشگاه بود و برای یک منظور مذهبی ساخته شد، در صورتی که آن کاخ را برای این نساختند که پرستشگاه شود و هدف اصلی این بوده که یک موزه بین المللی از صنایع و هنرهای ملل امپراطوری ایران و اقوام دیگر به وجود بیاید و در ضمن، در بعضی از ایام، در آنجا شکوه دول

نیلوفر،گل نیلوفر،گل

ت و ارتش به نظر ملل ایران برسد و در ایامی که داریوش و جانشین های وی به طور رسمی در کاخ پرسپولیس حضور به هم می رسانیدند نمایندگان تمام ملل امپراطوری در آن کاخ حاضر بودند.

چون از کاخ پرسپولیس قریب پانزده هزار کتیبه به دست آمده که قسمتی از آنها را «کامرون» استاد و مشرق شناس آمریکایی خوانده، ما امروز راجع به شماره کارگران و گروه های آنها و این که چگونه زندگی می کردند و چه می خوردند و چه اندازه مزد می گرفتند و چه مصالحی به کار می بردند،اطلاعات مفصل داریم و اگر تمام کتیبه هایی که از پرسپولیس به دست آمده خوانده شود اطلاعات ما بیشتر خواهد شد.

ما می دانیم که بیست و پنج هزار کارگر که هر یک در رشته ای دارای

نیلوفر،گل نیلوفر،گل

نیلوفر،گل نیلوفر،گل

تخصص بوده اند، به طور مستمر در پرسپولیس کار می کردند و در فصل زمستان اگر هوا خیلی سرد می شد کار را تعطیل می نمودند، اما در روزهایی که کار تعطیل بود مزد آنها پرداخته می شد.

کارگران غیر ایرانی که در پرسپولیس کار می کردند با زن و فرزندان خود زندگی می نمودند و هر کس که از شهر کارگران(در جلگه مرودشت) عبور می کرد، زن های مصری را با سرهای تراشیده و زن های یونانی را با موهای سیاه یا خرم

نیلوفر،گل نیلوفر،گل

ایی طولانی و زن های لیدی را در فصل تابستان با لباسی که فقط برای ستر عورت می پوشیدند و زن های بابلی را با جامه های بلند می دید و شهر پرسپولیس یک شهر بین المللی به شمار می آمد و هر گروه از کارگران مصری و سوریانی و لیدیایی و یونانی و بابلی و کرتی(اهل جزیره کرت) و غیره که در پرسپولیس کار می کردند در آن شهر یک معبد داشتند و خدای خود را می پرستیدند.

در نیمه روز تابستان کار مدت چهار ساعت تعطیل می شد و کارگران از کارگاه ها به خانه های خود می رفتند و بعد از صرف غذا استراحت می نمودند و در عوض، صبح ها زودتر بر سر کار حاضر می شدند و شاید ما حیرت کنیم اگر بشنویم که در تابستان ساعات کارکارگرانی که در پرسپولیس کار می کردند ده ساعت بود و در فصل زمستان هشت ساعت، در صورتی که در همان موقع ساعات کار کشورهای دیگر از طلوع آفتاب آغاز می گردید و به غروب افتاب منتهی می گردید که روزهای تابستان تقریبا پانزده ساعت یا زیادتر می شود.

تمام کارگرانی که در پرسپولیس کار می کردند مزد می گرفتند و بیگاری نمی کردند، در صورتی که در مصر هر موقع که فرعون می خواست یک هرم یا یک معبد بسازد تمام مردان مصری را به بیگاری می گرفت و به آنها مزد نمی داد و فقط شکمشان را با نان و باقلای پخته و گاهی با ماهی رودخانه نیل سیر می کرد.

از کتیبه های تخت جمشید چنین برمی آید که مزد استادان صنعتگر و هنرمند اعم از ایرانی و خارجی که در پرسپولیس کار می کردند زیاد بوده و هر پنج روز یک داریک که سکه طلای داریوش بود یا معادل آن نقره دریافت می کردند و برای اینکه بدانیم که مزد استادکاران چقدر جالب توجه بوده کافی است بگوییم که قیمت یک گوسفند یک «سیگلو» یعنی یک سکه نقره بوده و یک سکه طلا با بیست سکه نقره مبادله می شد و بی اغراق استادکارانی که در پرسپولیس کار می کردند، مانند اشراف زندگی می نمودند و می توانستند تمام وسایل راحتی را جهت خویش فراهم نمایند.

در ساختمان پرسپولیس، چیزی که در مرحله اول جلب توجه می نماید پایه ایست که داریوش برای ساختن آن کاخ استوار کرد. پادشاه ایران تا آن موقع کاخ نساخته بود و از مقتضیات ساختن یک بنای عظیم مانند پرسپولیس اطلاع نداشت.

یک مرد ناشی که می خواهد کاخی به عظمت پرسپولیس بسازد قدم به قدم گام برمی دارد و در هر مرحله آزمایش می کند و گاهی مرتکب اشتباه می شود و شاید آنچه را ساخته ویران می نماید تا دوباره بهتر از آن را بسازد. اما داریوش طوری شروع به ساختن کاخ پرسپولیس کرد که پنداری قبل از آن، کارهای بنایی بزرگ را به انجام رسانیده بود و از تجربیاتش در ساختن کاخ پرسپولیس استفاده می کرد.

حقیقت این است که داریوش، تجربه مبادرت به کارهای ساختمان بزرگ را در مصر به دست آورده است.

داریوش در کشور مصر دانست که وقتی می خواهند یک معبد یا یک هرم بسازند، بعد از اینکه نقشه های آن را ترسیم کردند، مبادرت به تهیه نمونه کوچک آن ساختمان می کنند و بعد کارگران را اجیر می نمایند یا به بیگاری می گیرند و عمل ساختمان طوری آغاز می شود که تا پایان کار هیچ موقع تعطیل نمی شود.

داریوش هم وقتی تمام وسایل کار را فراهم نمود ساختن کاخ بین المللی پرسپولیس را آغاز کرد.

در کاخ پرسپولیس گل کاری نمی شد تا این که کارگران غیرمتخصص را اجیر نمایند. مصالحی که در آن کاخ به کار می رفت تمام از مصالح درجه اول بود و حتی ساروج در آن کاخ به کار نرفت مگر ساروج پخته آن هم برای بعضی از پی ها. ساروج پخته همان است که امروز به اسم سمنت (سیمان) خوانده می شود و تصور می کنند که از اختراعات جدید می باشد در صورتی که در قدیم می توانستند ساروج را بپزند و سمنت بسازند.

برای ساختن کاخ پرسپولیس بیست نوع سنگ مرمر و ده چوب گرانبها از اطراف ایران یا اطراف دنیا آوردند.

برای سقف تالارها از چوب درخت های سدر لبنان استفاده کردند و برای نرده پلکان ها و بالکن ها از چوب فوفل یا چوب آبنوس یا چوب گز که بعد از تراش و روغن خوردن خیلی زیبا می شود استفاده می نمودند.

زینت همه تالارها با زینت تالارها و اتاق های دیگر فرق داشت و بعد از اینکه کاخ پرسپولیس را آتش زدند، اول یونانی ها هر چه زر و سیم و جواهر در آن کاخ بود بردند.

چوب های گرانبهای کاخ پرسپولیس در حریق سوخت و از بین رفت، ولی سنگ های مرمر و کاشی ها باقی ماند و آن را هم به تدریج بردند و عمارت ساختند و در قرن اول هجری که سه قرن از سوختن کاخ پرسپولیس گذشته بود جز سنگ های آن باقی نماند.

از آن سنگ ها هم هر چه قابل حمل و به کار بردن در ساختمان بود برده شد و آنچه به جا مانده به مناسبت سنگینی سنگ ها بوده و نتوانسته اند که آن را حمل کنند و به جای دیگر ببرند و در ساختمان مورد استفاده قرار بدهند.

طلا از کشور مصر، نقره از کشور لیدی(واقع در ترکیه امروزی)، آهن از کشور قدیم هاتی(واقع در ترکیه امروزی)، مس از ایران، لعل از کوه های بدخشان، زمرد از کوه های آلتایی، یشم از کوه های هندوکش، سنگ علیمرادی که دارای رنگ قرمز روشن و زیبا است از کوه های هزارمسجد، فیروزه از کوه های خراسان، قیر از خوزستان، عاج از سرزمین کوش واقع در جنوب مصر، چوب سدر از لبنان، چوب فوفل از هندوستان، چوب آبنوس از آفریقا، چوب گز ار قسمت های مختلف ایران از جمله اصفهان و فارس، انواع سنگ های گرانیت که ما مجموع آن ها را به اسم سنگ خارا می خوانیم و نوعی از آن سیاه است و نوع دیگر موسوم به سنگ سماق و نوعی سبز رنگ و موسوم به سنگ سبز است، از نقاط مختلف ایران و افغانستان، انواع سنگ مرمر از قفقاز و یزد و لیدی و یونان.

برای رسانیدن مصالح ساختمان به طور دایم به پرسپولیس، یک عده صد هزار نفری در قسمت های مختلف کشور ایران و کشورهای دیگر دایم مشغول رفت و آمد بودند و از جاده های ارابه روی وسیع که داریوش ساخته بود عبور می کردند.

بعضی از مصالح به قدری حجیم و سنگین بود که جز به وسیله ارابه های بزرگ که گاهی پنجاه اسب چهار به چهار به آن ها بسته می شد، نمی توانستند حمل کنند.

نمونه آن سنگ عبارت از حجاری است که اینک در کاخ پرسپولیس دیده می شود و این سنگ ها بعد از این که تراشیده شده و مقداری زیاد از آن از بین رفته این قدر حجیم و سنگین است که می توان از روی قیاس فهمید که قبل از این که تراشیده شود چقدر سنگین بود.

داریوش که در کشور مصر، اهرام و معبد «رامسس دوم» را که امروز «ابو سمبل» می گویند دیده بود و مشاهده کرد که مرور زمان نتوانست در آن ابنیه محکم خلل به وجود بیاورد تصمیم گرفته بود که پرسپولیس را آنقدر محکم بسازد که مرور زمان نتواند آن را ویران کند و باید تصدیق کرد که به منظور خود رسید، زیرا با اینکه در مدت دو هزار و پانصد سال تا این اواخر(که پرسپولیس تحت حمایت ملت ایران قرار گرفت) هر کس به هر اندازه که می توانست از روی کینه یا جهالت یا به طمع بردن مصالح آن کاخ برای خرابی پرسپولیس کوشید هنوز آن عمارت از بین نرفته و باقی است.

داریوش که می خواست یک بنای بین المللی بسازد، خدایان تمام ملل بزرگ دنیای قدیم را در پرسپولیس جای داد یعنی برای هر یک از خدایان مزبور یک اتاق(یا غرفه) در نظر گرفت اما نه برای اینکه ملل جهان وقتی به پرسپولیس می آیند خدایان خود را بپرستند.

در قدیم هنر از الوهیت جدا نبود و در یونان و روم، هر یک از هنرها یک خدا داشتند و داریوش با اختصاص دادن اتاق هایی از کاخ پرسپولیس به خدایان ملل دیگر خواست که مظهر هنرهای مللی که شریک بنای آن کاخ بودند در پرسپولیس باشد. هر صنعتگر و هنرمندی که در پرسپولیس کار می کرد به صنعت و هنر خود اشتغال داشت. زرگر طلا و نقره می ساخت و جواهری سنگ های گرانبها را می تراشید تا اینکه درخشندگی آنها را به جلوه درآورد و نجار و منبت کار با چوب های گران قیمت کار می کرد و سنگ تراشان سنگ های گوناگون را می تراشیدند و صیقل می دادند آن هم صیقلی که تا آن روز در دنیا بی سابقه بود.

سنگ های معابد مصر و یونان و روم هم صیقلی است و سنگ های شبق پرسپولیس هم صیقلی می باشد و وقتی آن صیقل ها با هم مقایسه می شود، می فهمیم که فن صیقل دادن سنگ در کاخ داریوش طوری به کمال رسید که گویی آن ها را با ماشین هایی که امروز جهت صیقل دادن سنگ مورد استفاده قرار می گیرد صیقلی کرده اند. از سنگ های مرمر کاخ پرسپولیس چیزی باقی نمانده که بدانیم وضع صیقل کردن آن ها چگونه بوده و هر چه سنگ مرمر در پرسپولیس بود بردند. اما چون سنگ های خارا را این طور که امروز دیده می شود صیقلی کرده اند، می توانیم حدس بزنیم که سنگ مرمر را بهتر صیقلی می نمودند.

از کاشی های کاخ پرسپولیس هم چیزی باقی نمانده و به کار بردن کاشی در آن کاخ نشان می دهد که ایرانیان در علم شیمی خیلی پیشرفته بودند، زیرا رنگ های مختلف کاشی با اکسیدهای فلزی ساخته می شود و ملل قدیم که در علم شیمی دست نداشتند نمی توانستند کاشی بسازند، اما ایرانیان که اکسیدهای فلزی را می شناختند با آن کاشی هایی می ساختند که وقتی روی بنا نصب می شد بیننده تصور می نمود که دیوارها را مرصع کرده اند.

بخش سوم

امروز گفته می شود یک قسمت از سنگ هایی که در پرسپولیس به کار رفته بعد از این که در بنا نصب گردید از طرف حجاران تراشیده شد.

از جمله ستون های بلند سنگی بعد از نصب سنگ، در بنا حجاری گردید و بر کسی پوشیده نیست که معمار و حجار چقدر باید در کار خود بصیر باشند که پس از این که سنگ روی کار قرار گرفت آن را بتراشند به طوری که نه بزرگ باشد نه کوچک و هر ستون به اندازه ستون دیگر درآید.

اگر این نظریه مورد تایید قرار بگیرد و تصدیق کنند که اول سنگ ها را (یا بعضی از آنها را) در بنا کار گذاشتند و بعد آنها را تراشیدند، ناگزیر باید تصدیق کرد که هنگام ساختن کاخ پرسپولیس برای به حرکت درآوردن سنگ ها و قرار دادن آنها روی کار جرثقیل به کار می رفته است.

از کتیبه های کشف شده می توان عده ای از استادکارهای بنای عمارت پرسپولیس را شناخت و دانست که پادشاه ایران، چگونه با آنها قرارداد منعقد کرده بود. فیثاغورث المثل «کارودس» استادکار و حجار برجسته یونانی که در پرسپولیس کار می کرده مکلف بوده که در مدت کار لااقل بیست شاگرد را تعلیم بدهد تا این که آنها بتوانند تمام کارهای او را به انجام برسانند و در صورتی که در مدت پانزده سال بیست شاگرد را پرورش ندهد باید مزدی را که در آن مدت از پادشاه ایران دریافت کرده مسترد بدارد!

کارودس گفته بود که هر تعلیم دارای دو طرف است یکی معلم و دیگری متعلم. در تعلیم نه فقط معلم باید جاهد باشد، بلکه شاگرد هم باید استعداد داشته باشد و شاگرد بدون استعداد، نمی تواند از تعلیم استاد استفاده کند.

داریوش گفت هر کس را که تو خود دارای استعداد می دانی برای شاگردی خود انتخاب کن خواه ایرانی باشد خواه یونانی یا اهل کشورهای دیگر.

آنچه سبب گردید که داریوش استادکاران را وادار به تربیت شاگرد کند این بود که می دانست ساختن کاخ پرسپولیس در حدود پنجاه سال طول می کشد و اگر استادکارها بمیرند، کار ناتمام می ماند و باید کسانی باشند که بعد از مرگ استادکاران به کار ادامه بدهند.

به نظر می رسد که در آن دوره، بخل صنعتی و هنری وجود داشته و استادکاران مایل نبوده اند که صنعت و هنر خود را به دیگران بیاموزند. در مورد علوم، تردیدی راجع به بخل علمی نداریم اما در مورد صنعت و هنر مردد هستیم.

اسناد تاریخی نشان می دهد که دانشمندان قدیم، علم خود را به هر کس نمی آموخته اند و یک قسمت از دانستنی ها جزء اسرار بوده است و دانشمندان از این جهت علم خود را به هر کس نمی آموختند که مبادا علم به دست نااهلی بیافتد. اما مثل اینکه بخل صنعتی و هنری تعمیم نداشته و تمام استادکاران بخیل نبوده اند و بعضی از آنها صنعت و علم خود را به شاگردان می آموختند.

یکی دیگر از استادکاران که در کاخ پرسپولیس کار می کرد، «هنه» مصری بوده و او مدیریت کارهای تذهیبی کاخ را بر عهده داشته و آن استادکار هم مکلف بوده که عده ای شاگرد پرورش بدهد که اگر قبل از اتمام کاخ پرسپولیس زندگی را بدرود بگوید کار ناتمام نماند و کسانی باشند که بتوانند عهده دار تذهیب شوند.

یکی دیگر از استادکاران کاخ پرسپولیس «اکلون» اهل بابل بود که حجار محسوب می شد و حجاری های او با حجاری های مجسمه ساز یونانی «کارودس» فرق داشت.

امروز، از مجسمه هایی که «کارودس» و سایر یونانیان برای کاخ پرسپولیس ساخته اند اثری وجود ندارد، زیرا آن مجسمه ها کوچک بودند و قابل حمل و بعد از اینکه پرسپولیس به دست یونانیان ویران گردید، آن مجسمه ها را بردند. اما مجسمه هایی که «اکلون» بابلی و شاگردانش ساخته اند به شکل گاوهای بالدار هنوز وجود دارد (مشروط بر اینکه مجسمه های مزبور کار اکلون باشد زیرا غیر از او حجاران بابلی دیگر نیز در پرسپولیس کار می کرده اند).

اگر تمام کتیبه هایی که از پرسپولیس به دست آمده خوانده شود بعید نیست که تمام استادکارهایی که در آن کاخ مشغول کار بودند شناخته شوند و میزان کار هر یک جداگانه تعیین گردد و بدانیم که هر قسمت از کاخ به دست کدام استادکار ساخته شده و هر استادکار چند کارگر داشته است، چنانچه امروز می دانیم «ایلیدس» اهل کشور لیدی که استادکار بود و در پرسپولیس کار می کرد بر سیصد کارگر حکمفرمایی می نمود.

گفتیم که در پرسپولیس سنگ های گران را با جرثقیل روی کار می گذاشتند. «ریچارد فرای» دانشمند ایران شناس معاصر و استاد دانشگاه در آمریکا فرض کرده است که جرثقیل هایی که در پرسپولیس به کار می رفت از نوع جرثقیل هایی بود که در مصر هم به کار می بردند و شاید از مصر به ایران رسید و آن جرثقیل ها را امروز در السنه اروپای غربی «پالان» می خوانند که خیلی شباهت به اسامی ایرانی دارد.

نظیر این جرثقیل را امروز می توان در بعضی از کشتی های حامل کالا دید و آن عبارت است از یک دکل که طنابی دارای مقره به آن آویخته و آن طناب دو سر دارد و اگر باری سنگین را به یک سر طناب ببندند و سر دیگر را بکشند بار بلند می شود و آنگاه می توانند با گردانیدن دکل، آن بار را در هر نقطه که میل دارند و به خصوص انبار کشتی جا بدهند.

استاد دانشگاه آمریکا فرض کرده است که در تخت جمشید برای قرار دادن سنگ های گران روی کار، از این نوع جرثقیل استفاده می شده است.

اگر این فرض مورد قبول قرار بگیرد، ناگزیر باید گفت که کارگران بنایی پرسپولیس از یک نوع جرثقیل استفاده می کرده اند که به کلی از بین رفته و کوچکترین اطلاعی از آ« باقی نمانده است. کتزیاس مورخ یونانی نوشته است که در بنای پرسپولیس از مکانیک استفاده می شده است. و معنای مکانیک در نوشته مورخ یونانی همان است که در قدیم از آن فهمیده می شد، در صورتی که امروز«مکانیک» به علمی اطلاق می شود که بدان وسیله می توان به تاثیر انرژی (نیرو) روی ماده پی برد، اما در قدیم مکانیک را به چیزی می گفتند که ما امروز به اسم ماشین می خوانیم و نوشته کتزیاس هم وجود جرثقیل را هنگام ساختمان پرسپولیس تایید می نماید.

وقتی که شهر کارگران در مرودشت ساخته شد تا مدتی خود داریوش به وسیله کارگزاران، خواربار و لباس و سوخت کارگران را به آنها می رسانید. زیرا در آ« شهر سوداگر وجود نداشت و سوداگران، بعد به مرودشت رفتند و در آنجا شروع به کسب نمودند و خواربار و پوشاک و سوخت به کارگران فروختند. غذایی که داریوش به استادکاران و کارگران پرسپولیس می داد کافی و مقوی بوده است و از این جهت به آ«ها غذا و پوشاک می دادند که کارگران نمی توانستند برای خرید غذا و پوشاک و پای افزار، کار خود را ترک کنند.

«کامرون» دانشمند ایران شناس معروف آمریکایی که قسمتی از پانزده هزار کتیبه پرسپولیس را خوانده، صورتی از میزان خواربار استادکاران و کارگران پرسپولیس ارایه می دهد که جالب توجه است و بعد از بیست و پنج قرن، ما که آن صورت را از نظر می گذرانیم می فهمیم که استادکاران و کارگران پرسپولیس خوب غذا می خوردند و در مرودشت، میزان غذای استادکاران و کارگران یک اندازه بود، منتها استادکاران می توانستند به اصطلاح در بازار آزاد اغذیه دیگر را خریداری نمایند و سفره خانوادگی را رنگین تر کنند. زیرا تمام استادکارهای ایرانی و خارجی که در پرسپولیس به کار مشغول بودند با زن و فرزندان خود به سر می بردند.

ولی غذاهای اصلی که از طرف داریوش داده می شد به یک اندازه و یک نوع بین استادکاران و کارگران تقسیم می گردید.

به قول کامرون، با استفاده از کتیبه های تخت جمشید، به هر استادکار و کارگر برای او و هر یک از بزرگسالان خانواده اش در هر روز یک سنگ گوشت می دادند و اگر سنگ دوره هخامنشی را دو کیلو و نیم بدانیم به هر استادکار و کارگر در هر روز 250 گرم گوشت می رسید و او می توانست که برای هر یک از بزرگسالان خانواده اش در هر روز 250 گرم گوشت دریافت کند.

هر استادکار و کارگر در هر روز نیم سنگ نان دریافت می نمود و هر ده روز ربع سنگ روغن یا کره به او داده می شد و جیره ی عسل او هر ده روز نیم سنگ بود و هر ده روز یک چهارم سنگ به او پنیر کهنه می دادند و ایرانیان اولین ملتی هستند که متوجه شدند پنیر اگر کهنه شود لذیذتر می گردد و می توانستند پنیر را کهنه کنند بدون اینکه فاسد گردد.

این ها اقلام خواربار اصلی بود که به استادکاران و کارگران می دادند و غیر از این ها به کارگران تره داده می شد که از انواع سبزی هایی است که خام خورده می شود و در فصل تابستان به آن ها انگور و خربزه می دادند.

اگر یک استادکار یا کارگر در خانواده خود چهار عضو بزرگسال داشت می توانست برای هر یک از آ«ها به مقیاس امروز 250 گرم گوشت در روز بگیرد و نیم سنگ نان دریافت کند و جیره خردسالان، نصف جیره بزرگسالان بود.

خوارباری که به استادکاران و کارگران فروخته می شد با حداقل قیمت آن دوره در دسترس آنها قرار می گرفت.

اما بعد از اینکه شهر پرسپولیس در مرودشت وسعت به هم رسانید و سوداگران در آن شروع به کسب کردند روش توزیع خواربار از طرف پادشاه، بین استادکاران و کارگران متروک شد، چون آ«ها می توانستند مایحتاج خود را در شهر خریداری نمایند و بعد از داریوش مدرکی وجود ندارد که نشان بدهد به کارگرانی که مشغول ساختن کاخ پرسپولیس بودند جیره غذایی داده شده است.

آریان مورخ مشهور می گوید که کارگرانی که در پرسپولیس کار می کردند هر ده روز یک بار تعطیل داشتند و لذا به مقیاس ماه های سی روزی این دوره در هر ماه بیست و هفت روز کار می کردند. علاوه بر این ایام تعطیل، کارگران هر ملت که در پرسپولیس کار می کردند اختیار داشتند که در روز عید خدای بزرگ خودشان کار را تعطیل نمایند و در آن روز به مناسبت این که عده ای از کارگران دست از کار می کشیدند، در قسمتی از کارگاه کار متوقف می شد.

 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 2:15  توسط بهزاد |